حجاریان در دادگاه روز شنبه

گفته می‌شود یکی از دلایل عقب افتادن جلسه دوم دادگاه نمایشی گویا تلاش کودتاچیان برای کشاندن سعید حجاریان به جلسه دادگاه بوده است که این امر با مخالفت شدید وکلای وی مواجه شده است. اما هنوز احتمال اینکه این تن بی‌جان را روز شنبه در مقابل دوربین‌های کثیفشان بنشانند و مجبور به اعتراف گیری کنند هست. مانده‌ام با آن صورت معصوم با آن لکنت ناشی از ترور چطور می‌خواهد حرف بزند؟؟؟؟

پیکر شهید سهراب اعرابی به خاک سپرده شد

Aarabi-funeral2-300x225پيكر شهيد سهراب اعرابي‏ امروز در ميان فريادهاي الله اكبر صدها نفر از مردمي كه براي اعلام همدردي با خانواده وي در مقابل غسالخانه بهشت زهرا گرد هم آمده بودند‏ به خاك سپرده شد. ماموران وزارت اطلاعات پيش از مراسم خاكسپاري به خانواده اين جوان 19 ساله كه با شليك گلوله به قلبش كشته شده است، اعلام كردند كه مراسم بايد در سكوت برگزار شود و در صورت سر دادن شعار، تمامي حاضران بازداشت خواهند شد و مسئوليت بازداشت‌ها نيز به عهده خانواده اعرابي خواهد بود!. با اين حال شركت كنندگان در مراسم با فريادهاي الله اكبر و ياحسين گويان درحالي كه يك شاخه گل قرمز در دست داشتند‏، اين جوان 19 ساله را تا آرامگاه ابدي‌اش در قطعه 257 بهشت زهرا بدرقه كردند. هنوز مشخص نيست كه سهراب اعرابي در درگيري‌هايي پس از پايان راهپيمايي ميليوني روز 25 خرداد كه طي آن از يك پايگاه بسيج در ميدان آزادي به سوي تظاهركنندگان تيراندازي شد‏‏ به شهادت رسيده يا پس از دستگیري‏ در زندان اوين كشته شده است. خانواده اعرابي اطلاعات دقیقی از چگونگی ناپدید شدن سهراب پس از تظاهرات 25خرداد در دست ندارند، اما به آنها گفته شده بود كه فرزندشان در زندان اوين است. در حالي كه خانواده اعرابي در انتظار آزادي سهراب بودند، روز شنبه بيستم تيرماه طي تماسي به آنها اعلام مي‌شود كه به اداره تشخيص هويت مراجعه كنند تا از ميان حدود 60 عكسي كه به آنها نشان دادند، عكس سهراب را شناسايي كنند. اين در حالي است كه جنازه سهراب اعرابي در روز 29 خرداد به پزشکی قانونی تحویل داده شده بود و مسئولان در تمام اين مدت خانواده وي را سردرگم كرده بودند. مادر سهراب اعرابي كه از اعضاي گروه مادران صلح است، امروز در مراسم خاكسپاري فرزندش درحالي كه به شدت متاثر بود، فرياد مي‌كشيد: من سكوت نخواهم كرد… آنها در تمام اين روزها مرا بازي دادند… پسر من كشته شده بود و به من نمي‌گفتند… . خانواده سهراب، به ويژه مادر او، از روز ۲۵ خرداد برای يافتن وی به همه ارگان‌ها مراجعه كرده و تنها پاسخي كه دريافت كرده بودند‏، اين بود كه سهراب در زندان اوين است. در پايان مراسم خاكسپاري اين شهيد 19 ساله يكي از اعضاي خانواده او اعلام كرد كه مراسم ديگري برگزار نخواهد شد و تمامي هزينه‌ها صرف امور خيريه مي شود

با بازداشت‌شدگان چه خواهند کرد؟ نگاهی به سرنوشت مبهم بازداشتی‌ها و روش‌های احتمالی برخورد با آنان

موج آزادی: این روزها تحلیل‌های مختلفی راجع به نحوه برخورد قوه قضائیه با بازداشت‌شدگان جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب در وقایع پس از انتخابات دهم، به خصوص با سران احزاب و کسانی که در راس فعالیت‌های انتخاباتی بوده‌اند،  از زبان افراد مختلف شنیده می‌شود. هر یک از این تحلیل‌ها چشم‌اندازی متفاوت را تصویر می‌کند و سرنوشت خاصی را برای این بازداشت‌شدگان متصور می‌بیند. گرچه هیچ یک از این تحلیل‌ها صددرصدی و قطعی نیست اما می‌توان آنها را به شکل زیر می‌توان تقسیم‌بندی کرد:

۱– حذف: یکی از تحلیل‌هایی که این روزها به گوش می‌خورد، امکان حذف فیزیکی برخی از سران جریان‌های اصلاح‌طلب برای ایجاد رعب و خفقان بیشتر است. سخنان احمد خاتمی در نماز جمعه هفته گذشته در تهران بوی خون و خشونتی در این حد و اندازه را می‌داد. این روش در حقیقت بدترین و پرهزینه‌ترین گزینه برای نظام کنونی قدرت که مشروعیتش هم پیش از این زیر سوال رفته بود، به نظر می‌رسد. در چنین حالتی امکان بروز اعتراضات گسترده از نوعی که در دو هفته گذشته شاهد آن بودیم وجود دارد و نیز ایران را از سوی دادگاه‌های بین‌المللی و گروه‌های حقوق بشر به شدت تحت فشار قرار خواهد داد. از آن‌جا که عواقب غیرمنتظره صدور چنین احکامی در جامعه ملتهب کنونی ایران به هیچ وجه قابل پیش‌بینی نیست، برگزیدن این راه ابلهانه‌ترین انتخاب خواهد بود و دور از نظر به گمان می‌رسد.

۲- حبس، حصر و تبعید: دومین گزینه پیش رو برای مجازات بازداشت‌شدگان اخیر بریدن حبس‌های طولانی، تبعید به مناطق بد آب و هوا و تعلیق از کلیه پست‌های کلیدی، حصر خانگی و یا ممنون‌ع‌الخروج کردن افراد دستگیرشده است. در صورتی که چنین اتفاقی بیفتد، موج گسترده‌ای از مخالفت‌ها و اعتراضات بین‌المللی باز هم گریبان حکومت ایران را خواهد گرفت. امکان تحت پیگرد قرار گرفتن شخصیت‌هایی نظیر سعید مرتضوی از سوی دادگاه‌های بین‌المللی هم در گزینه نخست و هم در این روش  بعید نخواهد بود. ضمن اینکه این روش، زمینه را برای فعال شدن فعالیت‌های زیرزمینی احزابی که سرانشان محکوم به مجازات‌های سنگین شده‌اند و نیز تندتر شدن فضا فراهم می‌کند. با همه این اوصاف چنین روشی به خصوص در جهت زهر چشم گرفتن از احزابی مثل جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اصلا بعید به نظر نمی‌رسد.

۳- طولانی ساختن دوران بلاتکلیفی ( بازداشت موقت طولانی‌مدت)، اعتراف‌گیری و سپس آزادی: یکی دیگر از راه‌های پیش‌رو که به نظر می‌رسد تا به این لحظه مسببان دستگیری‌های اخیر همین راه را در پیش گرفته‌اند، طولانی‌تر ساختن دوران بازداشت موقت علی‌رغم غیرقانونی بودن، عدم تفهیم اتهام و تلاش در جهت اعتراف‌گیری است. آنچه در هفته گذشته اتفاق افتاد و هنوز هم در روزنامه‌هایی نظیر کیهان، جوان و رسالت ادامه دارد، خبر از گسترش فشارها بر دستگیرشدگان جهت اعتراف‌گیری‌های ساختگی دارد. به نظر می‌رسد اقتدارگرایان عزم خود را جزم کرده‌اند تا با کشاندن سران احزاب و جریان‌های سیاسی به پای میز اعتراف و فیلم سازی، در جهت انحلال این احزاب اقدام کنند و پرونده دستگیرشدگان اخیر را با ابراز ندامت‌های ساختگی‌شان در مقابل دوربین ببندند و سپس آن‌ها را روانه خانه‌هایشان کنند و از این طریق مشروعیت بر بادرفته‌شان را به خیال خام خود تجدید کنند. این شیوه نخ‌نما پیش از این هم به اجرا گذاشته شده بود.

اما نباید دور از نظر داشت که وضعیت کنونی ایران وضعیتی به شدت غیرمعمول و حساس است. فضای کشور در حد غیر منتظره‌ای امنیتی شده است و همه چیز تحت کنترل و شنود است. در این وضعیت و با توجه به اینکه هنوز هم سیل بازداشتی‌ها روانه بازداشتگاه اوینند، نمی‌توان بر هیچ یک از این گزینه‌ها انگشت صحت گذاشت. چشم‌انداز گنگ‌تر از آن است که بتوان در چنین موقعیتی واکنش طرف مقابل که تا این اندازه برای کسب قدرت هار شده است را حدس زد. تنها می‌توان امیدوار بود که برای یک بار هم که شده کم‌هزینه‌ترین راه را انتخاب کنند و بیش از این گور خود را با دستان خودشان گودتر نکنند! به نظر شما کدامیک از گزینه‌های یاد شده از سوی مجریان امر انتخاب خواهد شد؟ آیا گزینه دیگری هم می‌توان متصور شد؟

رئیس ستاد موسوی در استان تهران بازداشت شد

بر اساس اخبار دریافتی، جواد امام عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی چهار روز بعد از اعلام نتایج انتخابات در منزل شخصی‌اش دستگیر شد. این عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین در انتخابات اخیر، ریاست ستاد مهندس موسوی در استان تهران را عهده‌دار بوده است. امام تاکنون تماسی با خانواده‌اش نداشته و خبر دقیقی از وضعیت او در دست نیست.

آخرین اخبار از وضعیت بازداشت‌شدگان

بر اساس آخرین اخبار دریافتی وضعیت برخی از بازداشت شدگان وقایع اخیر به شرح زیر است:

۱- مصطفی تاجزاده: طی یک تماس سه دقیقه‌ای با منزل اعلام کرده است که همچنان در انفرادی و تحت بازجویی و فشار است.

۲-محسن میردامادی: همچنان در انفرادی و تحت بازجویی است. منزل او برای چندمین بار دیشب دوباره تفتیش شده است.

۳- محمدعلی ابطحی: طی یک تماس دو دقیقه‌ای در روز چهارشنبه هفته قبل اعلام کرده است که در اوین و انفرادی و تحت بازجوییست. خانواده ابطحی در تکذیبیه‌ای که در روزنامه اعتماد ملی امروز چاپ شد، خبر ندامت و رضایت به اعتراف ابطحی در زندان که توسط روزنامه دروغ‌پراکن جوان منتشر شده بود را به شدت تکذیب کردند.

۳- محمدرضا جلایی‌پور: طی یک تماس دو دقیقه‌ای با برادرش اعلام کرده است که همچنان در انفرادی و تحت بازجویی است. این تماس ۶ روز پیش صورت گرفت و از آن تاریخ تاکنون خبری از وضعیت او در دست نیست.

۴- محمد قوچانی: طی تماس دو دقیقه‌ای با همسرش خبر داده است که در انفرادی و در بند ۲۰۹ اوین است. وی که از ناراحتی سنگ کلیه رنج می‌برد، به لحاظ جسمی در وضعیت خوبی نیست.

۵- سمیه توحیدلو: حدود ۱۰ روز پیش در تماس دو دقیقه‌ای با خانواده گفته است که در انفرادی و تحت بازجویی است.

۶- علی اصغر خدایاری: از زمان بازداشتش تاکنون تماسی با خانواده نداشته است و از وضعیت او هیچ اطلاعی در دست نیست.

۷- سعید حجاریان: ملاقات کوتاهی با همسر و پسرش داشته است، از آن پس از او خبری در دست نیست. وضعیت جسمی حجاریان نگران کننده است.

۸- رضا شمس‌آبادی: دیروز  آزاد شده است.

۹- قربان بهزادیان‌نژاد: دو روز پیش آزاد شده است.

از وضعیت سایر بازداشت‌شدگان اطلاع دقیقی در دست نیست. به محض کسب اطلاعات بیشتر، اخبار بازداشتی‌ها از طریق همین وبلاگ اعلام خواهد شد.

هما روستا و مهتاب نصیرپور بازداشت شدند

موج بازداشت‌های گسترده، دامن هنرمندان را هم گرفت. بازداشت هنرمندان حامی موسوی همچنان ادامه دارد. بعد از بازداشت و آزادی خواننده کشورمان حسین زمان، این بار هما روستا و مهتاب نصیرپور از هنرمندان سینما و تئاتر کشورمان بازداشت شدند. به نظر می‌رسد حمایت این هنرمندان از میرحسین موسوی در انتخابات دهم نامرتبط با بازداشتشان نباشد.

Rosta_Homajashne_montaghedin_yalda_zabihi_30nema_4_979

همسر حجاریان: سعید قدرت تکلم خود را از دست داده است

دکتر وجیهه مرسوسی پس از ملاقاتی که با همسرش سعید حجاریان در اوین داشت، ابراز نگرانی شدید خود را از وضعیت جسمانی او در مصاحبه با روزآنلاین  ابراز کرده بود. اما آنچه نگران‌کننده‌تر از هر چیزی به نظر می‌رسد این است که به گفته خانم مرسوسی، ظاهرا سعید حجاریان قدرت تکلم خود را از دست داده است و قادر به سخن گفتن نیست.

آخرین وضعیت سعید حجاریان در مصاحبه با همسرش

به دنبال پخش شایعه درگذشت سعید حجاریان در زندان با همسر وی تماس گرفتیم. وی ضمن رد این شایعه از ملاقات با حجاریان خبر داد، هر چند تاکید کرد که او در شرایط بسیار نگران کننده‌ای قرار دارد.

خانم حجاریان که در صدایش اندوه سنگینی موج می زد،از ملاقات با همسرش در زندان اوین خبر داد و گفت: من امروز ایشان را دیدم.

کجا بودند؟

بازداشتگاه اوین

چی شد که ملاقات دادند؟

نمی‌دانم چرا ملاقات دادند و علت موافقت‌شان با ملاقات چه بود؛ ولی هر چه بود وضعیتشان اصلا خوب نبود. به هر حال می‌دانید که ایشان از ترور ده سال پیش به شدت آسیب دیدند. در واقع زنده ماندن ایشان یک معجزه بود ولی بعد از آن بسیار ناتوانند و در واقع به لحاظ فیزیکی مثل یک کودک شیرخوار هستند. اصلا بازداشت و نگهداری ایشان، فشار زیادی بر وی وارد می‌آورد. فشار خون او همیشه پایین بود ولی امروزکه فشارش را گرفتم بسیار بالا بود. برای همین به شدت نگران سلامتی او هستم. الان فشار سنگینی روی اوست. او الان فقط نگران خودش نیست، نگران وضعیت جامعه و انقلاب هم هست. در واقع آقای حجاریان زندگیش را در این راه گذاشته است.

توانستید صبحتی هم بکنید؟

نه؛ صحبت‌ها در حد سلام و احوالپرسی بود ولی صورتش مرتب از اشک خیس می‌شد. یعنی قیافه نشان می‌داد که به شدت از وضعیت پیش آمده متاثر و نگران است که خدای ناکرده اتفاقی برای ایران بیفتد.

ملاقات پشت شیشه بود؟

نه؛ حضوری بود.

تنها بودید؟

نه با برادرشان و پسرم رفته بودیم.

مامورین هم بودند؟

بله؛ بودند و دوربین گذاشته بودند. البته به نظر نمی‌رسید ضرب و جرحی شده باشند، ولی وضعیت‌شان اصلا خوب نبود. من نگران هستم که سکته بکنند. یعنی اگر خدای ناکرده مشکلی برایشان پیش بیاید اینها می‌خواهند چطور جوابگو باشند.

ایشان وقتی بیرون بودند خودشان می‌توانستند به تنهایی از عهده کارهای روزمره شان بر بیایند؟

او با واکر راه می‌رود و با کوچک‌ترین حرکتی زمین می‌خورد. این اتفاق بارها در خانه افتاده بود ولی حالا اگر این اتفاق در آنجا بیفتد بسیار سنگین تمام خواهد شد؛ فرض کنید سرش به جایی بخورد؛ آقایان چطور می‌خواهند جوابگو باشند. یا به هر حال با توجه به اینکه فشارش بالا رفته وغذای زندان هم غذای مناسبی نیست، اگر چربی خونش بالا برود بسیار خطرناک است. برایش آسپیرین گذاشته‌اند ولی آسپیرین می‌تواند باعث خونریزی معده شود، و اگر این اتفاق بیفتد معلوم نیست چه عواقبی به دنبال داشته باشد. حالا اگر بیرون باشند این چیزها قابل کنترل است ولی در آنجا نمی‌دانم چه خواهد شد.

داروی مخصوصی می‌خورند؟

بله، او داروهای زیادی می‌خورد از جمله  داروی آرامبخش. روزانه ده تا قرص می‌خورند که حرکت‌های اضافه را کنترل کند. هر کدام از این قرص ها می‌تواند مصرف کننده را تا دو روز بخواباند.

الان این داروها را دارند؟

بله برایشان بردیم.

از کسانی که آنجا بودند نپرسیدید بردن کسی مثل ایشان برای چیست؟

آنها کاره‌ای نبودند؛ مامورانی بودند که فقط آنجا بودند؛ بنده خداها آن هم مثل بقیه مردم.

با مسئولین تماسی گرفته‌اید؟ مثلا با آقای مرتضوی که ظاهرا اداره این امور به ایشان محول شده؟

بله ؛آقای مرتضوی می‌گوید ایشان در حزب فعال بوده. خب این حزب که غیرقانونی نبوده قانونی فعالیت می‌کرده. همه چیز شفاف بوده. ایشان هم در سال دو سه تا مقاله بیشتر نمی‌نوشتند که این مقاله هم در روزنامه‌هایی چاپ می‌شده که مجاز بوده. کار خاصی انجام نداده.

الان مهم‌ترین نگرانی شما در مورد آقای حجاریان چیست؟

من بیشتر نگران سلامتی ایشان هستم. یعنی از یک طرف مظلومیت ایشان خیلی من را متاثر می‌کند. یعنی اینکه چنین موجودی را ببرند بازجویی کنند و تحت فشار قرار دهند برای من خیلی خیلی رقت آور است. نمی‌توانم تحمل کنم. من دلم نمی‌خواهد چهره کشورم را چیزی شبیه اسراییل ببینم که یکی از رهبران فلسطین را با وضعیت جسمی مشابه در زندان نگاه داشتند و وقتی هم بیرون آمد دوباره ترورش کردند.کشور من از این نظر کشور خوشنامی بود؛ من دلم نمی خواهد این چیزها را ببینم. یعنی اصلا این چیزها برای من باورکردنی نیست؛ برای این انقلاب همه ما زحمت کشیدیم؛ همه مردم زحمت کشیدند؛ خود من یکی از این مردم. زندان رفتم. شکنجه شدم و زجر کشیدیم تا این سیستم آمد. سال‌های سال احساس خوشبختی می‌کردم.دلم نمی‌خواهد این چهره برای من مغشوش بشود.

آقای حجاریان می‌دانستند بیرون چه خبر است؟ از درگیری‌ها و کشتارها خبر داشتند؟

صدای الله ‌اکبرها را می شنوند؛ ولی در جریان چیزهای دیگر فکر نمی‌کنم باشند. گفتند یک قران و یک مفاتیح دارند ؛فکر نمی‌کنم در جریان چیز دیگری باشند. فقط از ما خواستند برایشان حافظ ببریم.

با شناختی که از آقای حجاریان دارید فکر می‌کنید اگر می‌فهمیدند که بچه‌های مردم این‌طور در خیابان‌ها کشته می‌شوند چه حالی می‌شدند؟

من البته چیزی نگفتم تا حالش بدتر نشود ولی فکر می‌کنم گریه‌هایی که می‌کرد به خاطر همین چیزها بود. ایشان متاثرند نظامی که در ایجاد، تقویت و بقایش نقش داشتند و می‌خواستند زوایایی را که در آن دچار مشکل بود اصلاح کنند، حالا دچار این وضع شده. این برایش خیلی دردناک است.

آقای حجاریان پیش از این ماجراها،به این انتخابات چه امیدی داشتند؟

ببینید این اتفاقات خیلی غیرمنتظره بود.او بیشتر منزل بود. دوستانش که سرگرم انتخابات بودند و او هم که نمی توانست این طرف و آن طرف برود.وقتی من از سرکاربه خانه بر می گشتم می گفت چه خبر؛می گفتم من که خبر خاصی ندارم ؛روزنامه ها را بخوان.می گفتم: چه می شود؟جواب می دادند:نگران نباش.درست می شود.حالا اینطور شد.من الان تنم از هر طرف زخم خورده. یکی وضعیت شوهرم؛یکی وضعیت جامعه. یکی وضعیت جوان ها را می بینم. واقعا دلم می خواهدببینم که این نظام به صراط مستقیم برگردد.

چطوری ممکن است؟

اگر عقل ها جمع بشود،عملی است. بارها از این اتفاقات افتاده ولی با تدبیر جمعی حل شده.

ولی الان خون بچه ها این وسط است

آن بچه ها همگی آرزی اصلاح امور را داشتند واگر این اصلاح اتفاق بیفتد خون آنها پایمال نخواهد شد.

منبع: روزآنلاین